تبليغاتX
پسرك فصل بي قراري ها

پسرك فصل بي قراري ها

سبز بی قراری

سلامی به تک تک ثانیه های سبز بی قراری
سلامی به لطافت دستهای بی نشون تریین دوستان فصل نشونه ها
 سلام به همه ی دوستایی که دلمون براشون تنگ شد و اومدیم تا واژه ی مهربونی

رو پیشکش لحظه هاشون کنیم
بابت همه ی بدقولی هامون معذرت میخوایم
دیگه غول کنکور از پا در اومد و ما شمشیر به دست موندیم تا سال دیگه
!!

خوشحال میشیم مثل گذشته ها با نظرهای دلگرم کنندتون حمایتمون کنید


تو بشو یاس قشنگ لحظه های بی قرارم

من میشم زلال بارون تا کنار تو ببارم



+ نوشته شده در  Sat 10 Jul 2010ساعت 8 PM  توسط بهناز و پريچهر  | 

بازگشت...

قبول کن که تمام بهار یعنی تو

و پشت پنجره ها انتظار یعنی تو...

سلام به همه  دوستای بامرام خودم...من بهنازم بعد از چند ماهی

غیبت اومدم.باور کنید سرمون خیلی شلوغه...از همه ی دوستای

گلی که واسمون نظر گذاشتن و نتونستیم جواب بدیم معذرت میخوام

امیدوارم درک کنید.قول میدم واسه تولد محسن یه آپ توپ داشته باشیم.

ریخت و قیافه ی وبلاگم فعلا تحمل کنید...

گرچه این روزها گرفتارم

مثل ابر بهار میبارم...

خوشبحالت که بی خبر ماندی

خوشبحالم که دوستت دارم

 

 

+ نوشته شده در  Sun 7 Mar 2010ساعت 6 PM  توسط بهناز و پريچهر  | 

عكسهاي محسن افشاني در صميمانه

سلام گل خانوما

شنبه شب محسن تو برنامه اي به اسم صميمانه كه از جام جم يك زنده پخش شد حضور داشت من به لطف حس ششم بهناز اين برنامه رو ديدم

عكساشو مي ذارم اميدوارم خوشتون بياد

+ نوشته شده در  Mon 12 Oct 2009ساعت 7 AM  توسط بهناز و پريچهر  | 

میلادت مبارک به نازم

 

نگاه كن!

من به نشانه ايمان دارم ...

به پاكي دستانت ...  به عمقي كه لبخندت وقت خيره شدن به يك تصوير  مي گيرد...

نگاه كن!

من به حادثه ايمان دارم ، وقتي به هم مي خوريم و يك تصادف شديد تيتر نوجواني  مي شود ...

من به نو جواني ايمان دارم ، وقتي من خيس  آن مي شوم وقتي تو غرق آن مي شوي ...

من به عشق ايمان دارم ، وقتي تورا بغل مي كند و تو صبورانه نوازشش مي كني،

وقتي مشت مي زند به دلت و آهسته آه مي كشي و شيشه ي  تنهايي ام بخار مي گيرد...

من به دنيا ايمان دارم ، وقتي تو در آن باشي ...

حالا كه سوم مهر است  ...

من به تولد ايمان دارم ...

به معجزه ي حضور تو  ...

                                                  پريچهر

   

خوب من تا هميشه دوستت دارم

 تا هركجاي اين شهر شمالي  كه خاطر ه داريم از لبخند...

تا ناكجاي رفاقتمان ...

جز لبخند برايت آرزو نمي كنم كه گام مستدام خوشبختيست ...

 

تو متولد سالهاي عشقي ، پس عاشقانه دوستت دارم ...

 

تا هميشه لبريزعشق باشي

لبريز اين روز ملكوتي ...

تولدت مبارك نازنين من

                                يگانه دوست يگانه ات

                                                               پريچهر

                                                    

 

       

تولدت مبارک

 

 

+ نوشته شده در  Wed 23 Sep 2009ساعت 1 PM  توسط بهناز و پريچهر  | 

ﻓﯿﻠﻢ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﻲ "ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺟﻠﺪ ﭼﻨﮕﻮﻟه" ﺑه ﻛﺎرﮔﺮداﻧﻲ اﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﻓﻼحﭘﻮر و تهیه
 ﻛﻨﻨﺪﮔﻲ ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ رﺋﯿﺴﯿﺎن ﺟﻤﻌه ۳ﻣﮭﺮﻣﺎه ﺳﺎﻋﺖ ١۶ از ﺷﺒﻜه ﯾﻚ ﺳﯿﻤﺎ روي آنتن می رود.
 
+ نوشته شده در  Wed 23 Sep 2009ساعت 1 PM  توسط بهناز و پريچهر 

بامداد امروز ساعت۳:۵  صبح  ۷شهریور ۸۸ محسن افشانی با خودروی هیوندای کوپه در اتوبان چمران چپ کرد که خودروی او پس از ملق های شدید و ۳۰۰متر کشیده شدن روی زمین  بابرخورد به جدول کناره چمران به صورت واژگون متوقف شد.

محسن افشانی پس از عکس برداری از نقاط مختلف بدن فقط از ناحیه انگشت و کمر و پا اسیب دیده.

حالش تقریبا وخیم است طی اس ام اسی که همکاران او در این رابطه سایر افراد را مطلع ساختند به  شرح ذیل میباشد:

سو قصد به جان محسن افشانی:

 خودروی ۴۳میلیونی محسن افشانی چپ شد برای سلامتی او دعا کنید و این خبر را منتشر کنید.

محسن افشانی حادثه را تعقیب یک دستگاه مرسدس بنز سی ال اس مشکی اعلام کرد که اذعان داشت:

از اتوبان صدر تا پمپ بنزین ولنجک او را تعقیب میکرده و بعد از پمپ بنزین ولنجک کنار اتومبیل او امده و با هوشیار کردن محسن باضربه ای به صورت کاملا از پیش تعیین شده به گلگیر سمت راننده کوبیده و محسن با برخورد به تپه خاکی که کنار اتوبان(دقیقا روبروی نمایشگاه) بدون هیچ علامت باز دارنده ای ریخته شده بود پس از اصابت خودرو  واژگون شده و ادامه داستان...


طی نتیجه گیری از اتفاقات گذشته که محسن افشانی دو پرونده ی سنگین مربوط به طلبی که از تهیه کننده خود به مبلغ ۱۰میلیون تومان (تهیه کننده ی ماهی کوچولو ها دعا میخوانند) از اقای محمد کمالی پور و هم چنین مبلغ ۱۱ م ۶۰۰ تومان از مدیر برنامه اش مسعود قبادی طلب دارد و هم چنان شکایت او در محاکن قضابیی جاریست بیم ان میرود که سوقصد از پیش تعیین شده باشد.

محسن افشانی با مراجعه به پلیس ، ردگیری راننده ی خودروی سی ال اس را پی گرفته  تا ان شا ا... عامل این سو قصد مشخص گردد.

+ نوشته شده در  Sat 29 Aug 2009ساعت 7 PM  توسط بهناز و پريچهر  | 

به نام ناجی دلهای تنگ...

یه سلام از جنس نور تو ماهی که مهربونی تو نفسامون جریان داره...

چطورید دوستای پاک و مومن من؟ دلم براتون یه ذره شده بود...

ولی ازتون دلخورم این چه طرز نظر دادنه...یه کم مایه بذارید

این روزا هممون خوشحالیم...محسنم که وبلاگ زد...به نظر من دوستش

 خیلی با ادب و مهربونه...آدرسشو لینک کردم

و آمممممما برنامه ی "با هم بودن"

هر روز در عصربخیر بچه ها

با اجرای بی نظیر محسن افشانی و کیوان ساکت اف

من وقتی شنیدم نزدیک بود سکته کنم آخه خییییییلی دعا کرده بودم

قربون خدا برم که انقدر بزرگه....

خب اینم چند تا عکس خوشگل از محسن

تا آپ بعدی...مواظب خودتون باشید

                                         کوچیک شما: بهناز

 

+ نوشته شده در  Sun 23 Aug 2009ساعت 1 PM  توسط بهناز و پريچهر  | 

سلام به خوبهاي خستگي ناپذير من

به بچه هاي عشق، به بچه هاي روزهاي خنده ، چشمك وشايد به قول محسن روزها ي داغ ابتداي نوجواني ...  ما هممون  يك شخصيتيم يك شخصيت مجزا از بقيه... به اندازه ي هم وابسته نمي شيم ... به اندازه ي هم فكر نميكنيم ... به اندازه ي هم درك نميكنيم...

و توقعمون از افراد به اندازه ايه كه براشون خودمونو به مشقت انداختيم ... هممون از دوره هاي مختلف زندگيمون آروم گذر مي كنيم بدون اينكه گاهي تغييرات رو بپذيريم

محسن افشاني الان با صداي جديدي صحبت مي كنه و لحن كهنه به موي جديدش نمياد به لحن صداش نمياد به لحن غرورش نمياد ...

براي من كه يك سال نوشتم  به رخ كشيدن " همين يك زمان كم هم" گرون تموم ميشه ...

من به اندازه ي خودم وابسته ميشم ... به اندازه ي خودم حمايت مي كنم ... و به اندازه خودم درك مي كنم

باور كنيم ... آدمها بزرگ مي شن ... بالا مي رن... ولي ...پايين هم ميان ...

دوباره با چشم هاي سادگي به روزهاي سادگي نگاه مي كنن ... محسن افشاني يك سال ظاهر نشد اما همه براش نوشتيم ... حالا ظاهر شده ... اينطوري نمي خوايمش ...

اون محسن افشانيه همون كه وقت نداره مثل همين يك سال كه نداشت ... اون محسن افشانيه كه ميگه واسه احساساتتون ارزش قائلم ولي نشون نمي ده ...

من راست ميگم ... به خدا ... اگه محسن افشاني بودم فقط 6ساعت ... اگه تمام  زندگيم رو هم بسته بودن مي اومدم و تك تك طرفدارام رو پيدا ميكردم وبه اندازه ي يك لبخند

كم اما بزرگ ... بي تكبر ... بي منت ... گرم يا سرد اما خود واقعيم ازشون قدر داني مي كردم ...

... من منم ... محسن افشاني محسن افشانيه ... واما به راستي تو كي هستي؟؟؟؟

ولي همه ي ما رفتيم از روزهاي ارديبهشتي از تير از مرداد از مهر از ابان ... همه رفتيم محسن افشاني هم رفت ... توقع بي جاست ... باور كنيد ...توقع بي جاست كه توي يه سلام آلبالويي ... دنبال تير ميگرديد... توقع بي جاست كه تو يه سلام توت فرنگي دنبال مرداد مي گرديد... توي سلام پرتقالي دنبال مهر ...

آن روزها رفتند ...

 آن روزهاي خوب ...

 آن روزهاي سالم سرشار...

آن آسمانهاي پر از پولك

آن شاخساران پر از گيلاس

آن بامهاي بادبادكهي بازيگوش

آن كوچه هاي گيج از عطر اقاقيها

آن روزهائئ كز شكاف پلكهاي من

آوازهايم چون حبابي از هوا لبريز مي جوشيد

چشمم به روي هر چه مي لغزيد

آنرا چوشير تازه مي نوشيد

گويي ميان مردمكهايم

خرگوش ناآرام شادي بود

من تند و بي پروا

دور از نگاه مادرم خطهاي باطل را

از مشق هاي كهنه ي خود پاك مي كردم

ان روزها رفتند

آن روزهاي جذبه و حيرت

آن روزهاي خواب و بيداري

و عشق

كه در سلامي شرم آگين خويشتن را بازگو مي كرد

در ظهرهاي گرم و دود آلود

ما عشقمان را در غبار كوچه مي خوانديم

ما با زبان ساده ي گلهاي قاصد آشنا بوديم

ما قلبهامان را به باغ مهرباني هاي معصومانه مي برديم

وعشق بود ان حس مغشوشي كه در تاريكي هستي

ناگاه محصورمان ميكرد

وجذبمان مي كرد

در انبوه سوزان نفسها و تپشها

وتبسم هاي دزدانه

آن روزها رفتند

آن روزها مثل نباتاتي كه در خورشيد مي پوسند

از تابش خورشيد پوسيدند

وگم شدند آن كوچه هاي گيج از عطر اقاقي ها

در ازدحام پرهياهوي خيابانهاي بي برگشت

و دختري كه گونه هايش را

با برگهاي شمعداني رنگ ميزد

آه ...

اكنون دگر تنهاست ...

دگر تنهاست...

                                     پریچهر   

                  

 

+ نوشته شده در  Thu 13 Aug 2009ساعت 9 PM  توسط بهناز و پريچهر  | 

عکسهای محسن

+ نوشته شده در  Sat 25 Jul 2009ساعت 10 AM  توسط بهناز و پريچهر  | 

سلام گلای مهربون حالتون چطوره؟

این پریچهر که نمیاد آپ کنه منم سرم

شلوغ بود ببخشید دیر شد

یه عکس براتون میذارم که لابد دیدید

 محسن تو اتاقشه

با تشکر از تبسم عزیز

نظر فراموش نشه ها

 

(عکس د ر ادامه مطلب )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 11 Jul 2009ساعت 7 PM  توسط بهناز و پريچهر  |